e‌BPM

 معماری کسب‌وکار چیست و چگونه می‌توان در کسب‌وکار خود از آن بهره برد؟

معماری، کلمه‌ای است که از زبان یونانی گرفته‌ شده‌ و به معنای ساختار اصلی است.

پس اگر می‌خواهید پاسخ این سؤال که «معماری کسب‌وکار چیست؟» را بدانید، به این صورت می‌توان آن را تعریف کرد که چطور ساختارهای بزرگی که مدل کسب‌وکار یک سازمان را تعریف می‌کنند، گام‌هایی را برای بدست آوردن ارزش در طول فرایند تولید محصول و خدمت به‌منظور دست‌یابی به بالاترین ارزش قابل درک ممکن برای مشتری نهایی، اتخاذ می‌کنند.

معمولاً ساختار معماری کسب‌وکار به ۵ سطح مختلف تقسیم می‌شود:

۱- بیانیه مأموریت

۲- چشم‌انداز

۳- استراتژی

۴- اهداف

۵- اقدامات

۶- عملیات

در نتیجه، می‌توانیم با تعریف مواردی که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم «معماری کسب و کار» را تعریف کنیم (که به ترتیب از موارد فراگیرتر آغاز نموده و به موارد متمرکزتر خواهیم رسید).

  • ماموریت سازمان دلیل وجود کسب‌وکار و آنچه می‌خواهد به جامعه عرضه نماید، می‌باشد.
  • چشم‌انداز جایی است که سازمان می‌خواهد در یک بازه زمانی بلندمدت به آن برسد. (مثلاً در مدت زمان بیست سال)
  • استراتژی روش‌های شناسایی و ایجاد مزیت‌های رقابتی پایدار برای ساخت آینده است.
  • اقدامات آن دسته از فعالیت‌هایی هستند که مدیران سازمان به منظور سازمان‌دهی نیروها و تعریف پروژه‌ها با روش‌های عملی انجام می‌دهند که می‌بایست با فرهنگ سازمان‌ نیز همخوانی داشته‌ باشد.
  • عملیات مجموعه‌ای از عناصر اقدام، محصولات، فرایند، افراد و فناوری کسب‌وکار است که ارزش همه مراحل فرایند تولید کالا و خدمات را افزایش می‌دهد.

تعریف «معماری کسب و کارچیست؟» طولانی است، زیرا محدوده آن از سطح استراتژیک تا تاکتیکی و عملیاتی، گسترده است، و همه کارهایی که در شرکت انجام می‌شود را دربرمی‌گیرد.

معماری کسب‌وکار در عمل چیست؟

گاهی اوقات، بعد از چنین تمرین مفهومی، این احساس را خواهیم داشت که زیاد صحبت کرده‌ایم اما حرف بخش ناچیزی از مفاهیم را مطرح کرده‌ایم.

چگونه این بحث‌ها را به روش‌های عملی روزمره تبدیل کنیم تا در تعریف استراتژی، اجرای تاکتیک‌ و کنترل وظیفه‌ کمک کنند؟ حتماً با چارچوب، سنجه‌ و ابزارهای مدیریت استراتژیک کسب‌وکار که برای تعریف برخی از عناصر بالا استفاده می‌شوند، آشنا هستید.

برای درک بهتر همه این نظریه‌ها و تعاریف با توجه به مسائل دیگر و نحوه تاثیرگذاری آن‌ها بر مدیریت فرایند، به برخی از این موارد خواهیم پرداخت.

 سه مورد از رایج‌ترین روش‌ها برای تعریف معماری، استراتژی و عملیات کسب‌وکار

این سه روش، روش‌هایی کارآمد هستند برای این‌که شرکت به‌درستی کار کند، هنگام سازماندهی ایده‌ها، در زمان صرفه‌جویی شود، نتایج را تجزیه‌و‌تحلیل کنند و برای بهبود مستمر فرایندها تغییرات را مدیریت کنند.

 ۱- ماتریس SWOT

احتمالاً شناخته‌شده‌ترین ابزارهای موقعیت استراتژیک، ماتریس SWOT (قوت، ضعف، فرصت‌ و تهدید) است که محیط‌های داخلی و بیرونی شرکت را تجزیه‌وتحلیل می‌کند.

محیط داخلی سازمان، محیطی است که قالبیت کنترل آن وجود دارد و شامل نقاط قوت (برای مثال، فناوری برتر یا موقعیت ممتاز) و نقاط ضعف (مانند نیروی فروش کم‌تجربه یا ماشین‌آلات قدیمی) سازمان می‌باشد. توجه داشته باشید که اگر تصمیم بگیرید، تغییرنقاط قوت و ضعف امکان‌پذیر است.

محیط خارجی به معنای عوامل محیطی است که شرکت امکان کنترل آن‌ها را ندارد. از بین موارد متعدد این حوزه می‌توان برای مثال به نیروهای طبیعت و تصمیمات سیاسی یا اقتصادی اشاره کرد. کاهش مالیات یا ساخت یک جاده جدید کنار کارخانه‌ توسط دولت، نمونه‌هایی از فرصت‌ها برای یک شرکت می‌باشد. بسته شدن بندر صادر‌کننده مواد خام‌ مورد نیاز به دلیل جنگ یا افزایش نرخ سود بانکی نیز نمونه‌هایی از تهدیدات برای یک شرکت می‌باشد.

ماتریس SWOT، این ۴ عامل را نشان می‌دهد و به دنبال راه‌هایی می‌گردد تا از نیروها برای ایجاد فرصت‌ یا دفاع در برابر تهدیدات استفاده کند یا با تقویت نقاط ضعف با تهدیدها مقابله کند یا اجازه ندهد که این نقاط ضعف مانع فرصت‌ها شوند.

 ۲- کارت امتیازی متوازن BSC

مفهوم کارت امتیازی متوازن، به دنبال گسترش شاخص‌های عملکردی است که برای اندازه‌گیری پیشرفت شرکت‌ها در ۴ دیدگاه مالی، بازار، فرایندهای داخلی و یادگیری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

سپس، متدلوژی‌ای باید مورد استفاده قرار گیرد که مدیریت استراتژیک، ارزیابی فرایند، استراتژی، اهداف کوتاه مدت، شاخص‌ها، اهداف کلان و ابتکارات استراتژیک را تعریف کند که همه این موارد، در نقشه‌ای استراتژیک خلاصه شده‌اند.

۳- بوم مدل کسب‌وکار

این مدل مبتنی بر بومی که به ۹ قسمت تقسیم شده‌است، طراحی می‌گردد. بوم مدل کسب‌وکار به دلیل کاربردی بودن و همچنین سرعت در تصمیم‌گیری برای تکمیل هر کدام از این ۹ بخش، بسیار مورد استفاده استارت‌آپ‌ها قرار می‎گیرد. این ۹ بخش در ادامه مورد بررسی قرار گرفته است.

  • ارزش تمایز بخش (متمایزکننده)
  • ارتباط با مشتری
  • کانال‌های ارتباطی با مشتریان
  • بخش‌بندی مشتریان
  • جریان‌های درآمدها
  • شرکای تجاری
  • فعالیت‌های کلیدی
  • منابع کلیدی
  • هزینه‌ها

Bulb iconمطالعه این مطلب نیز مفید است

رویکرد ناب و مدل کانواس

اضافه کردن نظر