مدل بلوغ CMMI چیست؟
ارتقای عملکرد سازمان و بهبود فرایندها بدون یک چارچوب سنجشپذیر، میتواند مدیریت تغییر را به پروژهای پرریسک تبدیل کند. سازمانهایی که با فرایندهای پیچیده، پروژههای متعدد و وابستگیهای بینواحدی سروکار دارند، معمولاً با مسائلی مانند پیشبینیناپذیری زمان تحویل، کنترل هزینه، کیفیت خروجی و تکرارپذیری عملکرد مواجهاند.
مدل بلوغ CMMI چارچوبی برای ارزیابی و بهبود قابلیت و عملکرد سازمان است که به سازمان کمک میکند از فعالیتهای واکنشی و وابسته به افراد، به سمت فرایندهای مدیریتشده، استانداردشده، دادهمحور و در نهایت بهبود مستمر حرکت کند. پیشنهاد میشود تا علاوه بر CMMI مقاله مدل بلوغ سازمانی را نیز مطالعه کنید
مدل بلوغ CMMI چه کاربردی دارد؟
مهمترین کاربردهای CMMI عبارتاند از:
- شناسایی نقاط ضعف و شکافهای فرایندی
- استانداردسازی و بهبود فرایندهای سازمانی
- افزایش قابلیت پیشبینی عملکرد
- کاهش ریسکهای اجرایی
- بهبود کیفیت محصولات و خدمات
- ایجاد مبنای دادهمحور برای تصمیمگیری
- ایجاد سازوکار برای بهبود مستمر
- همسوسازی فرایندها با اهداف کسبوکار
در واقع، Process Improvement در CMMI یک فعالیت مقطعی نیست؛ بلکه بخشی از مسیر تکامل سازمان محسوب میشود.
CMMIمخفف چیست ؟
CMMI یا Capability Maturity Model Integration یک مدل مرجع برای بهبود عملکرد و قابلیت سازمانی است که مجموعهای از بهترین رویهها را در حوزههای مختلف سازمانی در اختیار سازمان قرار میدهد. نسخههای جدید CMMI، از جمله CMMI V3.0، دامنه مدل را فراتر از توسعه نرمافزار برده و حوزههایی مانند داده، امنیت، نیروی انسانی، توسعه محصول، ارائه خدمات و تابآوری سازمانی را نیز پوشش میدهند.
هدف CMMI صرفاً مستندسازی فرایندها نیست. منطق اصلی مدل این است که سازمان بتواند قابلیتهای خود را بشناسد، عملکرد را اندازهگیری کند، نقاط ضعف را شناسایی کند و بر اساس شواهد و داده، فرایندهای خود را بهبود دهد.
از این منظر، CMMI را میتوان یک چارچوب بلوغ فرایندی و عملکردی دانست؛ چارچوبی که به مدیران کمک میکند بفهمند سازمان در چه وضعیتی قرار دارد، چه فاصلهای با وضعیت مطلوب دارد و برای رسیدن به آن چه اقداماتی باید انجام شود.
مدل بلوغ CMMI چارچوبی برای ارزیابی و بهبود قابلیت و عملکرد سازمان است. در مسیر بلوغ، سازمان از وضعیت واکنشی و پیشبینیناپذیر به فرایندهای مدیریتشده، تعریفشده، کمّی و بهینهساز حرکت میکند. CMMI V3.0 علاوه بر سطوح بلوغ، Practice Areaها و حوزههای عملکردی متنوعی را برای مدیریت، اجرا، توانمندسازی و بهبود سازمان ارائه میکند و ارزیابی رسمی آن از طریق روشهای تعریفشده CMMI Appraisal انجام میشود.
چرا مدل بلوغ CMMI برای سازمانها مهم است؟
مسئله اصلی بسیاری از سازمانها الزاماً نبود فرایند نیست؛ بلکه نبود فرایند قابل تکرار، قابل اندازهگیری و قابل بهبود است.
ممکن است یک پروژه به دلیل حضور یک مدیر یا کارشناس باتجربه با موفقیت انجام شود، اما اگر همان تجربه در پروژه بعدی قابل تکرار نباشد، سازمان هنوز از یک قابلیت پایدار برخوردار نیست.
CMMI تلاش میکند این وابستگی را کاهش دهد و دانش و تجربه پراکنده را به رویهها، داراییهای سازمانی، شاخصها و روشهای قابل تکرار تبدیل کند.
سطوح بلوغ CMMI چیست و هر سطح چه ویژگیهایی دارد؟

در CMMI، Maturity Level نشاندهنده مرحلهای از بلوغ سازمان در مسیر بهبود عملکرد و فرایند است. مدل فعلی علاوه بر پنج سطح اصلی بلوغ، سطح ۰ را نیز با عنوان Incomplete تعریف میکند؛ با این حال، در ادبیات رایج CMMI، تمرکز اصلی بر پنج سطح ۱ تا ۵ است.
سطح ۱ CMMI چیست؟ Initial
در Maturity Level 1 – Initial، کارها معمولاً به شکل واکنشی انجام میشوند و عملکرد سازمان بهشدت به افراد، شرایط پروژه و تصمیمهای موردی وابسته است.
در این وضعیت، ممکن است پروژهها به نتیجه برسند، اما زمان، هزینه و کیفیت خروجیها الزاماً قابل پیشبینی نیستند.
ویژگیهای رایج این سطح عبارتاند از:
- وابستگی زیاد به تجربه افراد
- فرایندهای غیرمنسجم یا غیررسمی
- واکنش به مسائل پس از وقوع آنها
- پیشبینیپذیری پایین
- دوبارهکاری و نوسان در عملکرد
برای مثال، اگر موفقیت یک پروژه عمدتاً به حضور یک کارشناس کلیدی وابسته باشد و با خروج او دانش پروژه از بین برود، سازمان هنوز به یک قابلیت پایدار دست پیدا نکرده است.
سطح ۲ CMMI چیست؟ Managed
در Maturity Level 2 – Managed، مدیریت فرایندها در سطح پروژه جدیتر میشود. پروژهها برنامهریزی، اجرا، اندازهگیری و کنترل میشوند و مدیریت الزامات، زمان، منابع و تغییرات ساختارمندتر میشود.
تمرکز اصلی این سطح بر ایجاد انضباط در اجرای پروژه است.
برای نمونه:
- الزامات و تعهدات پروژه مشخصتر میشوند.
- پیشرفت پروژه پایش میشود.
- تغییرات کنترل میشوند.
- عملکرد پروژه اندازهگیری میشود.
- برنامهریزی و کنترل پروژه ساختاریافتهتر انجام میشود.
با این حال، ممکن است تجربه موفق یک پروژه هنوز بهصورت نظاممند در کل سازمان تکرار نشود.
سطح ۳ CMMI چیست؟ Defined
در Maturity Level 3 – Defined، فرایندها از سطح پروژه فراتر میروند و سازمان مجموعهای از استانداردها و داراییهای فرایندی را برای استفاده در پروژهها و فعالیتهای مختلف ایجاد میکند.
در این سطح، سازمان بهجای اینکه هر پروژه روش کاری خود را از صفر ایجاد کند، از Organization Standards و فرایندهای مرجع استفاده میکند.
یکی از مفاهیم مهم این سطح Tailoring است؛ یعنی فرایند سازمانی باید متناسب با ویژگیها، اندازه و شرایط هر پروژه تنظیم شود.
بنابراین استانداردسازی نباید به معنای اجرای یک فرایند کاملاً یکسان در تمام موقعیتها باشد.
سطح ۴ CMMI چیست؟ Quantitatively Managed
در Maturity Level 4 – Quantitatively Managed، سازمان علاوه بر تعریف و اجرای فرایندها، عملکرد آنها را بهصورت کمّی اندازهگیری و کنترل میکند. سازمان در این مرحله به سمت تصمیمگیری دادهمحور حرکت میکند.
در این سطح، دادهها تنها برای گزارشدهی جمعآوری نمیشوند؛ بلکه برای شناخت عملکرد، کنترل نوسان و پیشبینی بهتر مورد استفاده قرار میگیرند.
تمرکز اصلی شامل موارد زیر است:
- تعیین اهداف عملکردی کمّی
- استفاده از دادههای تاریخی
- تحلیل عملکرد فرایند
- شناسایی نوسانهای مهم
- استفاده از داده برای پیشبینی و تصمیمگیری
سطح ۵ CMMI چیست؟ Optimizing
Maturity Level 5 – Optimizing بالاترین سطح بلوغ است و بر بهبود مستمر، انعطافپذیری و واکنش ساختاریافته به تغییرات تمرکز دارد.
در این سطح، سازمان صرفاً تلاش نمیکند فرایندهای فعلی را حفظ کند؛ بلکه بهصورت مستمر به دنبال شناسایی فرصتهای بهبود و تغییر است.
موضوعاتی مانند:
- تحلیل ریشهای مسائل
- بهبود مستمر
- نوآوری
- استفاده از داده برای شناسایی فرصتهای بهبود
- افزایش انعطافپذیری سازمان
در این سطح اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
جدول مقایسه و تفاوت سطوح بلوغ CMMI
| وضعیت پیشبینیپذیری | رویکرد غالب | تمرکز اصلی | نام | سطح |
| پایین | واکنشی | انجام کار و واکنش به مسائل | Initial | Level 1 |
| متوسط | کنترلشده در سطح پروژه | مدیریت پروژه | Managed | Level 2 |
| بالا | پیشنگر و سازمانی | استانداردسازی سازمانی | Defined | Level 3 |
| بسیار بالا | دادهمحور | مدیریت کمّی عملکرد | Quantitatively Managed | Level 4 |
| پایدار و قابل بهبود | بهینهساز و منعطف | بهبود مستمر و نوآوری | Optimizing | Level 5 |
نکته مهم این است که عبور از یک سطح به سطح بعدی صرفاً به معنای افزایش تعداد مستندات نیست. تفاوت اصلی در عمق قابلیت سازمان برای مدیریت و بهبود عملکرد است.
CMMI V3.0 چیست و Practice Areaها چه نقشی دارند؟
یکی از تغییرات مهم در نسخههای جدید CMMI، حرکت به سمت ساختاری منعطفتر و مبتنی بر Practice Area (PA) است. CMMI V3.0 حوزههای مختلف عملکرد سازمان را در چهار دسته اصلی Doing، Managing، Enabling و Improving سازماندهی میکند.
دسته Doing در CMMI V3.0 چیست؟
Doing بر فعالیتهایی تمرکز دارد که مستقیماً به ارائه محصول، خدمت و ارزش به مشتری مرتبط هستند.
در راهنمای رسمی CMMI، این دسته حوزههایی مانند توسعه محصول، ارائه و مدیریت خدمات، تضمین کیفیت و مدیریت تأمینکنندگان را دربرمیگیرد.
دسته Managing در CMMI V3.0 چیست؟
Managing به هدایت و کنترل فعالیتهای سازمان مربوط است و موضوعاتی مانند برنامهریزی و مدیریت کار، مدیریت نیروی کار و تابآوری کسبوکار را پوشش میدهد.
دسته Enabling در CMMI V3.0 چیست؟
Enabling بر ایجاد زیرساختها و شرایط لازم برای اجرای مؤثر فرایندها تمرکز دارد. مدیریت داده، امنیت و ایمنی و پشتیبانی از اجرای فرایندها در این حوزه قرار میگیرند.

دسته Improving در CMMI V3.0 چیست؟
Improving به بهبود عملکرد و حفظ عادتها و قابلیتهای سازمانی مربوط میشود و نقش مهمی در تبدیل بهبود فرایندی به یک قابلیت پایدار سازمانی دارد.
به همین دلیل، CMMI V3.0 را نباید صرفاً نسخهای برای ارزیابی سطح بلوغ نرمافزار دانست؛ مدل جدید دامنه وسیعتری از عملکرد سازمان را پوشش میدهد.
تفاوت CMMI و ISO 9001 چیست؟
CMMI و ISO 9001 هر دو به بهبود مدیریت و کیفیت سازمان کمک میکنند، اما هدف و منطق آنها یکسان نیست.
CMMI بیشتر بر قابلیت، عملکرد و مسیر بهبود فرایندها تمرکز دارد، در حالی که ISO 9001 یک استاندارد سیستم مدیریت کیفیت با الزامات مشخص است.
| ISO 9001 | CMMI | معیار |
| استاندارد سیستم مدیریت کیفیت | مدل بهبود عملکرد و قابلیت | ماهیت |
| انطباق با الزامات سیستم مدیریت کیفیت | بلوغ، قابلیت و عملکرد | تمرکز |
| الزامات استاندارد | مسیر مرحلهای و Practice Areaها | رویکرد |
| گواهی انطباق سیستم مدیریت کیفیت | سطح بلوغ یا قابلیت، بسته به دامنه ارزیابی | خروجی اصلی |
| استقرار و ارزیابی سیستم مدیریت کیفیت | بهبود عملکرد و فرایند | کاربرد |
بنابراین انتخاب میان CMMI و ISO 9001 الزاماً یک انتخاب صفر و یکی نیست. در برخی سازمانها میتوان از ظرفیتهای هر دو برای اهداف متفاوت استفاده کرد.
CMMI و Agile چه تفاوتی دارند و آیا با هم سازگارند؟
Agile و چارچوبهایی مانند Scrum بر تحویل سریع ارزش، بازخورد مستمر، انعطافپذیری و همکاری تیمی تأکید دارند.
CMMI از سوی دیگر بر قابلیت، مدیریت عملکرد، انضباط فرایندی و بهبود ساختاریافته تمرکز میکند.
به همین دلیل، این دو رویکرد الزاماً رقیب یکدیگر نیستند. حتی در منابع مرتبط با CMMI، سازگاری مدل با شیوههای نوین توسعه و تحویل از جمله رویکردهای چابک مورد توجه قرار گرفته است.
| Agile / Scrum | CMMI | معیار |
| تحویل ارزش و انعطاف تیم | قابلیت و عملکرد سازمان | تمرکز |
| عمدتاً تیم و محصول | سازمان، پروژه و حوزه عملکرد | مقیاس |
| تطبیقی و تکرارشونده | ساختاریافته و قابل اندازهگیری | مدیریت |
| بازخورد مستمر در چرخههای کوتاه | مبتنی بر داده و ارزیابی عملکرد | بازخورد |
| تحویل سریعتر و تطبیقیتر ارزش | بهبود قابلیت و عملکرد | هدف |
ترکیب درست این دو رویکرد زمانی شکل میگیرد که استانداردسازی CMMI به بوروکراسی تبدیل نشود و Agile نیز بدون سازوکارهای لازم برای مدیریت کیفیت، دانش و عملکرد باقی نماند.
CMMI چگونه ارزیابی میشود؟
یکی از اشتباهات رایج، یکسان دانستن CMMI Appraisal با ممیزی سنتی است.
در CMMI، Appraisal برای شناسایی نقاط قوت و ضعف فرایندها و بررسی میزان ارتباط عملکرد سازمان با بهترین رویههای CMMI انجام میشود. روش رسمی ارزیابی CMMI توسط ISACA تعریف شده است.
در حال حاضر انواع مختلفی از ارزیابی CMMI وجود دارد که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- Benchmark Appraisal
- Sustainment Appraisal
- Evaluation Appraisal
- Action Plan Reappraisal
Benchmark Appraisal یکی از روشهای اصلی برای ارزیابی رسمی و تعیین سطح مورد هدف است و توسط تیم ارزیابی تحت مدیریت CMMI Certified Lead Appraiser انجام میشود.
بنابراین، آمادهسازی برای CMMI Appraisal نباید به آمادهکردن اسناد برای روز ارزیابی محدود شود؛ شواهد واقعی اجرای فرایندها و عملکرد سازمان اهمیت اساسی دارند.
نقشه راه پیادهسازی CMMI در سازمان چیست؟
پیادهسازی CMMI بهتر است بهعنوان یک برنامه تحول فرایندی دیده شود، نه پروژهای صرفاً برای دریافت یک نتیجه ارزیابی.

گام اول: ارزیابی وضعیت موجود و تحلیل شکاف
در ابتدا باید وضعیت واقعی سازمان، فرایندهای موجود، نقاط قوت، ضعفها و فاصله با سطح یا پروفایل هدف مشخص شود.
این مرحله با Gap Analysis آغاز میشود و باید به جای اتکا به اسناد رسمی، نحوه واقعی انجام کار را نیز بررسی کند.
گام دوم: طراحی و استانداردسازی فرایندها
در این مرحله، فرایندهای موردنیاز طراحی یا بازطراحی میشوند.
ابزارهایی مانند BPMN 2.0 میتوانند برای مدلسازی جریان کار، شفافسازی نقشها و مشخص کردن نقاط تصمیمگیری مفید باشند. استفاده از RACI نیز میتواند مسئولیتها و نقشهای سازمانی را روشنتر کند.
گام سوم: مکانیزهکردن فرایندها با BPMS
اگر فرایندهای استاندارد تنها در قالب فایل و دستورالعمل باقی بمانند، فاصله میان «فرایند مصوب» و «فرایند واقعی» میتواند افزایش پیدا کند.
استفاده از BPMS یا سامانه مدیریت فرایندهای کسب و کار میتواند به اجرای کنترلشده فرایند، ثبت رویدادها و جمعآوری دادههای عملکردی کمک کند.
نکته مهم این است که فناوری نباید جایگزین طراحی درست فرایند شود؛ ابتدا باید فرایند مناسب طراحی شود و سپس درباره مکانیزاسیون آن تصمیم گرفت.
گام چهارم: اجرای پایلوت و اصلاح فرایندها
فرایندهای جدید بهتر است ابتدا در محدودهای کنترلشده اجرا شوند.
در این مرحله، بازخورد کاربران، شاخصهای عملکردی، مشکلات اجرایی و میزان انطباق واقعی با فرایند طراحیشده بررسی میشود و اصلاحات لازم انجام میگیرد.
گام پنجم: آمادهسازی برای CMMI Appraisal
در مرحله نهایی، سازمان باید شواهد لازم برای نشان دادن اجرای واقعی فرایندها و تحقق اهداف عملکردی را آماده کند.
در Benchmark Appraisal، هدف تنها بررسی وجود مستندات نیست؛ روش رسمی ارزیابی بر اجرای فرایند و شواهد عملکرد تمرکز دارد.
مزایای CMMI برای سازمان چیست؟
استقرار صحیح CMMI میتواند مزایای مختلفی برای سازمان ایجاد کند، از جمله:
- افزایش قابلیت پیشبینی عملکرد
- کاهش وابستگی فرایندها به افراد
- کاهش ریسکهای اجرایی
- افزایش قابلیت تکرار موفقیت پروژهها
- ایجاد زبان مشترک برای مدیریت فرایند
- بهبود کیفیت تصمیمگیری
- افزایش شفافیت عملکرد
- ایجاد سازوکار برای بهبود مستمر
- شناسایی نظاممند نقاط ضعف فرایندی
- تقویت ارتباط میان فرایند و اهداف کسبوکار
البته هیچ سطح CMMI بهتنهایی تضمینکننده موفقیت تجاری نیست. ارزش واقعی مدل زمانی ایجاد میشود که سازمان بتواند قابلیتهای ایجادشده را به عملکرد واقعی، کیفیت بهتر و تصمیمگیری مؤثرتر تبدیل کند.
چالشهای فرهنگی و مدیریت تغییر در پیادهسازی CMMI چیست؟
یکی از مهمترین دلایل شکست پروژههای بهبود فرایند، تبدیل CMMI به یک پروژه مستندسازی است.
اگر کارکنان احساس کنند هدف اصلی ایجاد فرم، کنترل اداری یا آمادهسازی برای ارزیاب است، احتمالاً فرایندهای رسمی از فعالیت واقعی سازمان فاصله میگیرند.
برای جلوگیری از این وضعیت، مدیریت تغییر باید چند اصل را دنبال کند:
- فرایندها باید برای کاربران قابل فهم و قابل اجرا باشند.
- مستندات باید به اندازه نیاز سازمان ایجاد شوند، نه صرفاً برای افزایش حجم مستندات.
- فرایندها باید متناسب با نوع و اندازه پروژه Tailoring شوند.
- مدیران ارشد باید منابع، زمان و حمایت لازم را فراهم کنند.
- شاخصها باید برای تصمیمگیری استفاده شوند، نه صرفاً برای گزارشدهی.
- واحدهای تضمین کیفیت و PMO باید نقش تسهیلگر بهبود را نیز ایفا کنند.
در این رویکرد، CMMI از یک «پروژه انطباقی» به یک سیستم مدیریت بهبود عملکرد تبدیل میشود.
eBPM چگونه میتواند به بلوغ فرایندی سازمان شما کمک کند؟
ارتقای بلوغ سازمان تنها با مطالعه مدل CMMI اتفاق نمیافتد. سازمان باید بتواند میان الزامات و Practice Areaها، فرایندهای واقعی، معماری سازمانی، فناوری و شاخصهای عملکرد ارتباط برقرار کند.
در این مسیر، استفاده از روشهای مهندسی مجدد فرایند، BPMN 2.0، BPMS، معماری فرایند و مدیریت عملکرد میتواند به تبدیل مفاهیم CMMI به اقدامات اجرایی کمک کند.
شرکت پیشگامان eBPM میتواند در مسیر تحلیل وضعیت موجود، طراحی و استانداردسازی فرایندها، مکانیزاسیون، تعریف شاخصهای عملکرد و آمادهسازی سازمان برای ارزیابی CMMI، به سازمانها کمک کند.
اگر سازمان شما در حال بررسی وضعیت بلوغ، انجام Gap Analysis، طراحی معماری فرایند، مکانیزهسازی فرایندها یا آمادهسازی برای CMMI Appraisal است، استفاده از مشاوره تخصصی میتواند به کاهش دوبارهکاری و انتخاب مسیر مناسب کمک کند.
سوالات متداول درباره مدل بلوغ CMMI
مدل بلوغ CMMI چیست؟
CMMI یک مدل مرجع برای بهبود قابلیت و عملکرد سازمان است که به سازمان کمک میکند فرایندها و شیوههای کاری خود را ارزیابی، مدیریت و بهبود دهد. این مدل مسیر بلوغ را از عملکرد واکنشی تا مدیریت کمّی و بهبود مستمر ترسیم میکند.
سطوح بلوغ CMMI چند سطح است؟
CMMI در مسیر اصلی بلوغ پنج سطح از Level 1 تا Level 5 دارد: Initial، Managed، Defined، Quantitatively Managed و Optimizing. در مدل فعلی، Level 0 با عنوان Incomplete نیز تعریف شده است.
تفاوت سطح ۲ و سطح ۳ CMMI چیست؟
در سطح ۲، فرایندها عمدتاً در سطح پروژه مدیریت، برنامهریزی، اندازهگیری و کنترل میشوند. در سطح ۳، سازمان استانداردهای سازمانی ایجاد میکند و پروژهها از فرایندها و داراییهای سازمانی استفاده میکنند.
CMMI V3.0 چه تفاوتی با نسخههای قبلی دارد؟
CMMI V3.0 ساختار مدل را توسعه داده و حوزههایی مانند داده، امنیت، نیروی کار و سایر موضوعات عملکردی را بیشتر مورد توجه قرار داده است. این نسخه از دستهبندیهایی مانند Doing، Managing، Enabling و Improving برای سازماندهی حوزههای عملکردی استفاده میکند.
آیا CMMI فقط برای شرکتهای نرمافزاری است؟
خیر. CMMI امروزه دامنه بسیار گستردهتری از توسعه نرمافزار دارد و برای انواع سازمانها و حوزههای کاری قابل استفاده است. نسخههای جدید مدل حوزههایی مانند خدمات، محصول، داده، امنیت، نیروی کار و تابآوری سازمانی را نیز پوشش میدهند.
تفاوت CMMI و ISO 9001 چیست؟
ISO 9001 یک استاندارد برای سیستم مدیریت کیفیت است، در حالی که CMMI بر بهبود قابلیت و عملکرد فرایندها و مسیر بلوغ سازمان تمرکز دارد. این دو چارچوب میتوانند در یک سازمان در کنار یکدیگر مورد استفاده قرار گیرند.
آیا CMMI با Agile و Scrum سازگار است؟
بله. CMMI و Agile اهداف کاملاً یکسانی ندارند، اما میتوان آنها را در یک رویکرد ترکیبی به کار گرفت. Agile بر سرعت، بازخورد و انعطاف تمرکز دارد و CMMI میتواند برای ایجاد انضباط فرایندی، مدیریت عملکرد و بهبود ساختاریافته در کنار آن استفاده شود.
CMMI Appraisal چیست؟
CMMI Appraisal فرایندی رسمی برای بررسی نقاط قوت و ضعف فرایندها و ارزیابی میزان انطباق و عملکرد سازمان نسبت به بهترین رویههای CMMI است. Benchmark، Sustainment، Evaluation و Action Plan Reappraisal از انواع تعریفشده Appraisal هستند.
Meta Description پیشنهادی:
مدل بلوغ CMMI چیست؟ با سطوح ۱ تا ۵، CMMI V3.0، Practice Areaها، ارزیابی و نقشه راه پیادهسازی CMMI در سازمان آشنا شوید.