روش شش سیگما چیست؟ شش سیگمای ناب چیست؟
رویکرد یا روش شش سیگما یک متدولوژی مدیریت کیفیت و بهبود فرآیندهای سازمانی است که به منظور کاهش میزان خطا در فرآیندها و افزایش بهرهوری و کیفیت محصولات یا خدمات استفاده میشود.
در این مقاله از وبسایت آموزشی eBPM به طور کامل در مورد روش 6 سیگما صحبت کردهایم.
___________________________________________________
مفهوم سیگما و شش سیگما به زبان ساده
«سیگما» در اصل یک حرف یونانی (σ) است که در آمار برای نشان دادن «میزان پراکندگی» یا «انحراف از هدف» استفاده میشود. هر چه عدد سیگما بالاتر باشد، یعنی فرآیند شما کمتر از هدف منحرف میشود و در نتیجه، عیب و اشتباه کمتری دارد.
شش سیگما یعنی فرآیند شما به حدی دقیق و پایدار شده که در هر یک میلیون فرصت (قطعه، تراکنش، نسخه دارو، سفارش و …) حداکثر ۳.۴ عیب داشته باشید. این سطح دقت معادل ۹۹.۹۹۹۶۶ درصد است؛ یعنی تقریباً صفر اشتباه.
سطح سیگما | دقت درصدی | عیب در هر یک میلیون فرصت | وضعیت |
1 سیگما | 30.9 درصد | 690000 | کاملا غیرقابل قبول |
2 سیگما | 69.2 درصد | 308000 | کارگاه های کوچک |
3 سیگما | 93.9 درصد | 66800 | وضعیت معمول کارخانه های با بهره وری پایین |
4 سیگما | 99.4 درصد | 6120 | شرکت های متوسط تا خوب |
5 سیگما | 99.98 درصد | 233 | شرکت های خیلی خوب |
6 سیگما | 99.99966 درصد | 3.4 | شرکت های برتر |
____________________________________________________
تاریخچه شش سیگما
- ۱۹۸۶: بیل اسمیت، مهندس موتورولا، برای حل مشکل ضایعات بالای تولید نیمههادیها این روش را ابداع کرد.
- ۱۹۹۵–۲۰۰۰: جک ولش، مدیرعامل جنرال الکتریک، شش سیگما را در تمام بخشهای شرکت اجباری کرد و طی پنج سال بیش از ۱۲ میلیارد دلار صرفهجویی خالص ایجاد کرد.
- بعد از آن: تقریباً تمام شرکتهای Fortune 500، از تویوتا و سامسونگ تا بانک آمریکا و بیمارستان جانز هاپکینز، شش سیگما را به کار گرفتند.
- امروز (۱۴۰۴): حتی استارتآپهای بزرگ ایرانی در بخشهای عملیاتی و لجستیک از نسخه ترکیبی شش سیگمای ناب استفاده میکنند.
____________________________________________________
پنج گام روش 6 سیگما
تا اینجا متوجه شدیم که روش 6 سیگما عیبها را کاهش داده و از بالا بودن سطح کیفیت اطمینان حاصل شود. ولی از کجا باید شروع کرد؟
متدولوژی شش سیگما با تعریف نقطههایی که بیشترین نیاز به رفع خطاها و عیبها را دارند شروع میشود و به گامهای بعدی میرود.
- تعریف: مشخص شود که کدام فرایندهای شرکت بیشتر به زنجیره تولید ارزش اضافه میکنند و باید بیشترین کیفیت ممکن را داشته باشند.
- اندازه گیری: عملکرد این فرایندها، بدون تعصب و با قابلیت اطمینان بالا اندازهگیری شود.
- تحلیل: اطلاعات جمعآوری شده تحلیل گردد تا منشاء ناهنجاریها مشخص و بتوان فرصتهای بهبود تعریف شود.
- بهبود: با بهینهسازی فرآیند، عیبها رفع و از وقوع آنها جلوگیری شود.
- کنترل: به طور پیوسته چک شود که بهبودهای ایجاد شده چقدر نتایج مطلوب داشتهاند و فرصتهای جدید برای بهینهسازی بررسی شود.
بدون شک، تمرین کردن فرآیند شش سیگمای ناب با کارمندان به طریق مکمل میتواند نتایج رضایت بخشی داشته باشد.
و اگر برای طراحی این فرایندها به صورت چابک و دقیق از ابزار BPMN استفاده شود، این فرآیندها به مراتب بهتر خواهند بود.(مطالعه مقاله استاندارد BPMN)
مثال برای شش سیگما
حال که با تعریف و گامهای روش 6 سیگما آشنا شدیم ، در ادامه به بررسی یک مثال برای شش سیگما میپردازیم .
فرض کنید شما یک کارخانه تولیدی دارید که تولید قطعات الکترونیکی انجام میدهد. شما میخواهید کیفیت محصولات خود را افزایش دهید و تعداد عیبها را کاهش دهید. با استفاده از شش سیگما، شما میتوانید فرآیندهای تولید را بهبود بخشیده و عیبهای موجود را کاهش دهید.
به عنوان مثال، با استفاده از ابزارها و تکنیکهای شش سیگما، شما میتوانید مشکلات موجود در فرایند تولید را شناسایی کرده و ریشههای آنها را بررسی کنید. سپس با اعمال تغییرات مشخص و اجرای فرآیندهای بهینهتر، میتوانید به کاهش عیبها و بهبود کیفیت محصولات خود بپردازید.
به این ترتیب، با استفاده از شش سیگما، شما قادر خواهید بود تا بهبود مستمری در عملکرد و کیفیت محصولات خود داشته باشید و همچنین، هزینهها را کاهش دهید و مشتریان خود را راضی نگه دارید.
پیادهسازی شش سیگما
پیادهسازی شش سیگما یک فرآیند سیستماتیک است که برای بهبود عملکرد و کاهش واریانس در فرآیندها استفاده میشود. در اینجا چند مرحله کلیدی برای پیادهسازی شش سیگما را بررسی میکنیم:
۱. تعیین هدف
در این مرحله، هدف اصلی برای بهبود فرآیند مشخص میشود. این هدف باید با اهداف کلان سازمان همخوانی داشته باشد و به صورت کمی و قابل اندازهگیری باشد.
۲. اندازهگیری وضعیت فعلی
در این مرحله، وضعیت فعلی فرآیند مورد بررسی قرار میگیرد و دادههای مربوط به آن جمعآوری میشود. این اطلاعات به منظور ارزیابی عملکرد فرآیند و تعیین سطح واریانس مورد استفاده قرار میگیرد.
۳. تحلیل علل
در این مرحله، عوامل و علل موجب واریانس در فرآیند شناسایی میشود. این شناسایی شامل استفاده از ابزارهای آماری و تحلیل دادهها میشود تا عوامل اصلی موثر بر فرآیند شناسایی شوند.
۴. طراحی تغییرات
در این مرحله، راهحلهایی برای کاهش واریانس و بهبود فرآیند پیشنهاد میشود. این راهحلها بر اساس تحلیل علل و عوامل موجب واریانس طراحی میشوند و باید قابل اجرا و قابل اندازهگیری باشند.
۵. اجرا و پیگیری
در این مرحله از پیاده سازی و اجرای 6 سیگما، راه حلهای پیشنهادی اجرا میشوند و عملکرد فرآیند پس از اجرا نظارت میشود. همچنین، نتایج بهبود و کاهش واریانس با استفاده از شاخصهای کیفیت مورد ارزیابی قرار میگیرد.(مطالعه مقاله شاخصهای تحلیل فرآیند)

نمودار و جدول شش سیگما
نمودار شش سیگما یک نمودار آماری است که نشان میدهد چگونه واریانس در فرآیند مورد بررسی از سطح معقولی خارج شده است و چگونه با اعمال تغییرات مدنظر، واریانس را به سطح مطلوبی برمیگرداند. این نمودار معمولاً شامل یک خط مرکزی (معیار) و شش شاخص نوارهای استاندارد است که وضعیت فعلی و آینده فرآیند را نشان میدهد.
نمودار شش سیگما برای مدیران و تیمهای پروژه بسیار مفید است، زیرا به آنها کمک میکند تا وضعیت فعلی و پیشرفت فرآیند را به صورت واضح و قابل فهم مشاهده کنند. همچنین، با استفاده از این نمودار، تیمها میتوانند تصمیمهای موثرتری در مورد اعمال تغییرات و بهبودهای لازم بگیرند.
| مرحله | توضیحات |
|---|---|
| تعیین هدف | مشخص کردن هدف اصلی برای بهبود فرآیند و اطمینان از انطباق آن با اهداف کلان سازمان. |
| اندازهگیری وضعیت فعلی | جمعآوری دادههای مربوط به فرآیند و تعیین سطح واریانس موجود در آن. |
| تحلیل علل | شناسایی و تحلیل عوامل و علل موثر بر واریانس فرآیند با استفاده از ابزارهای آماری و تحلیل دادهها. |
| طراحی تغییرات | پیشنهاد راهحلهایی برای بهبود فرآیند براساس تحلیل علل و عوامل موجب واریانس و ارزیابی قابلیت اجرا و اندازهگیری آنها. |
| اجرا و پیگیری | اجرای راهحلهای پیشنهادی و نظارت بر عملکرد فرآیند پس از اجرا به منظور اطمینان از بهبود مستمر و کاهش واریانس. |
فرآیند بهبود شش سیگمای ناب
وقتی صحبت از بهبود فرایند شش سیگمای ناب (Lean Six Sigma) میشود، بسیاری تصور میکنند این فقط ترکیب سادهی دو روش «ناب» و «شش سیگما» است. در حقیقت این دو رویکرد نقاط مشترک زیادی دارند و میتوانند در کنار هم کار کنند، اما نباید آنها را با یکدیگر اشتباه گرفت یا فکر کرد که شش سیگمای ناب صرفاً جمع مکانیکی این دو روش است. در غیر این صورت، ممکن است هیچکدام را بهدرستی پیادهسازی نکنیم.
در ادامه بهطور دقیق بررسی میکنیم که:
- تفاوت کلیدی رویکرد ناب و شش سیگما چیست؟
- هر کدام روی چه چیزی تمرکز دارند؟
- چرا این دو مکمل یکدیگرند و چگونه در پروژههای Lean Six Sigma با هم ترکیب میشوند؟
تفاوت اصلی: اتلاف کمتر در مقابل نقایص کمتر
هدف روش ناب این است که با کاهش فاصله زمانی بین فعالیتها، فرآیندها را سبکتر و سریعتر کند.
ویژگی | رویکرد ناب (Lean) | متدولوژی شش سیگما (Six Sigma) |
هدف اصلی | حذف اتلاف و افزایش سرعت فرایند | کاهش تغییرات و نقایص و افزایش کیفیت |
تمرکز کلیدی | جیان و سرعت تحویل | ثبات، قابلیت پیش بینی و کیفیت خروجی |
شعار معروف | سریعتر، سبک تر و ارزان تر | درست از اولین بار (Right First Time) |
معیار اصلی موفقیت | کاهش lead time و افزایش ارزش افزوده | رسیدن به نقص 3.4 در میلیون فرصت |
ابزارهای اصلی | Value Stream Mapping, 5S, Kanban, JIT | DMAIC, Statistical Process Control, DoE, FMEA |
رویکرد ناب (Lean) دقیقاً چه میکند؟
هدف ناب این است که با کوتاه کردن فاصله زمانی بین فعالیتها، کل فرایند را سریعتر و سبکتر کند.
چون بیشتر فرایندهای سازمانی بهصورت چرخهای تکرار میشوند (مثل تولید، سفارشگیری، تحویل خدمات و …)، هرچه زمان بین مراحل کمتر شود:
- چرخهها سریعتر تمام میشوند
- در یک بازه زمانی ثابت، تعداد چرخههای بیشتر انجام میشود
- ظرفیت واقعی سازمان بدون اضافه کردن منابع افزایش مییابد
برای رسیدن به این هدف، ناب روی شناسایی و حذف ۸ نوع اتلاف اصلی (۸ Wastes) تمرکز دارد:
- تولید اضافه (Overproduction)
- انتظار (Waiting)
- حملونقل غیرضروری (Transportation)
- پردازش اضافه (Overprocessing)
- موجودی اضافی (Inventory)
- حرکت غیرضروری (Motion)
- نقص و دوبارهکاری (Defects)
- استعداد بلااستفاده کارکنان (Unused Talent)
متدولوژی شش سیگما چه چیزی را هدف قرار میدهد؟
شش سیگما به دنبال حذف نقایص و کاهش تغییرات در فرایند است تا کیفیت محصول یا خدمت به سطحی برسد که در هر میلیون فرصت فقط ۳.۴ نقص وجود داشته باشد.
این روش با استفاده از دادهها و ابزارهای آماری (مانند Control Charts، Hypothesis Testing، Regression و Design of Experiments) ریشهی مشکلات کیفیتی را پیدا و برای همیشه حذف میکند.
پیادهسازی موفق شش سیگما نیازمند:
- تعهد مدیریت ارشد
- آموزش کمربندهای سبز و سیاه (Green Belt & Black Belt)
- فرهنگ دادهمحور و تصمیمگیری بر اساس واقعیتها
چرا این دو مکمل یکدیگرند؟
اگر فقط از ناب استفاده کنید، فرایند خیلی سریع میشود اما ممکن است همچنان نقایص زیادی داشته باشد («سریع اما پر از اشتباه»).
اگر فقط شش سیگما را اجرا کنید، کیفیت بسیار بالا میرود اما ممکن است فرایند همچنان سنگین و کند باشد («خیلی دقیق اما خیلی آهسته»).
ترکیب این دو در قالب شش سیگمای ناب (Lean Six Sigma) بهترین نتیجه را میدهد:
رویکرد ناب اتلافها را حذف میکند و جریان را سریع میکند. رویکرد شش سیگما تغییرات و نقایص باقیمانده را ریشهکن میکند.
نتیجه: شش سیگمای ناب = سرعت + کیفیت + صرفهجویی
___________________________________________
سازمانهایی که میخواهند در بازار رقابتی امروز باقی بمانند، دیگر نمیتوانند فقط روی یکی از این دو بعد تمرکز کنند. شش سیگمای ناب دقیقاً همان چارچوبی است که هم سرعت و چابکی (از ناب) و هم دقت و کیفیت بینقص (از شش سیگما) را همزمان به شما میدهد.
اگر قصد دارید پروژه بهبود فرایند در سازمانتان را شروع کنید، ابتدا بپرسید:
«میخواهیم سریعتر باشیم یا دقیقتر؟»
پاسخ درست این است: هر دو! و راهش همین شش سیگمای ناب است.
2 پاسخ
ممنون از وبسایت خوب و بروزتون . الان که نگاه کردم واقعا مقاله های ارزشمندی دارید. خداقوت
سپاس از همراهی شما دوست عزیز